![]() |
![]() |
|
| اینجا مسافرخانه ای در برف |
جمعه ای دیگر در پیش است
گر قابل بداند می آید
شاید این جمعه بیاید...
شاید...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/08/15ساعت 14:13 توسط شاعر گمنام |
|
|
می خوام از این شهر غریب دیگه برم سفر کنم واسه یه بار هم که شده از دل تو حذر کنم می خوام برم فقط یه بار تا که غرور و بشکنم می خوام برای یدفعه تو عمر خود خطر کنم می خوام که تنهات بذارم تو این هیاهوی غریب می خوام برم واسه یه بار به دیگری نظر کنم تقدیم به مهربونم مسعود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت 19:48 توسط شاعر گمنام |
|
|
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
فقط برای شهرزاد قصه گو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/08/09ساعت 22:59 توسط شاعر گمنام |
|
|
سلام امروز دلم خیلی گرفته دارم می سوزم خستمه جوری که دلم می خواد خودم رو از دست این دنیای زشت رها کنم تو بگو وقتی کسی درکت نکنه چه می کنی بابا به کی بگم که منم آدمم به خدا دارم دیونه میشم از دست همه شاید این آخرین باری باشه که همدیگر رو میبینیم پس اگر از من بدی دیدین حلالم کنید خدانگهدار |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/08/04ساعت 19:0 توسط شاعر گمنام |
|
|
دفتر خاطراتم هر شب ورق می زنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/08/03ساعت 10:53 توسط شاعر گمنام |
|
|
همیشه برای آمدنت من دعا بکنم برای دوباره رسیدنت خدا خدا بکنم
تو بگو کجا کمین نشسته ای که من از جان و دل تو را صدا بکنم
سالهاست برای آمدنت نشسته ام تا بیایی و من دل ز دنیا رها بکنم
یه عمریست چشم به رهت نشسته ایم تا که جانم به زیر پایت فدا بکنم
همیشه در آرزوی وصالت غریب مانده ایم تو بیا تا ستیز با جور و جفا بکنم
تو بگو که هستی که من بعد یه عمر تو را با دلم آشنا بکنم محمد رضا غلامعلیان ۲۰/۷/۱۳۸۷ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/07/20ساعت 12:13 توسط شاعر گمنام |
|
|
و برای آمدنت لحظه شماری کردم و در انتهای کوچه تنهایی خویش روزها منتظر امدنت نشستم روزها از پی هم دویندو یکی یکی تمام شدند و باز هم تو نیامدی دیگر دلم را طاقت دوری تو نیست نمیدانم تو در کدامین پس کوچه های دلتنگی من پنهان شده ای باز هم منتظرت خواهم ماند تا آنجایی که نفس داشته باشم دوباره دلم به یاد تو افتاد و تپش های نامنظم آن به شماره بگو باز خواهی گشت این رسم رفتن نبود بگو باز خواهی گشت باز خواهی گشت (به یاد عسل) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/07/17ساعت 1:17 توسط شاعر گمنام |
|
|
این روزا کسی به کوچه ی دلتنگی من سری نمیزنه این روزا کسی دیگه سراغی از من نمی گیره این روزا ار وقتی رفتی حتی آسمون ستاره نداره این روزا دل بی جونم نمیدونم چرا نمیمیره؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/07/10ساعت 1:58 توسط شاعر گمنام |
|
و نازنین آخر جاده همین جاست آخر راهی که پایانی ندارد و نازنین در اینجا رسیدن معنا ندارد آخر جاده همین جاست؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/08ساعت 12:48 توسط شاعر گمنام |
|
|
خیلی غریبی نازنین این آخر قصه نبود تو بازی عاشقیمون قراری از غصه نبود
قرار نبود تو قصمون یروزی ماها پیر بشیم آخر داستان که بشه از هم دیگه ما سیر بشیم
تو بازیمون این رسم نبود به هم دیگه ما نرسیم تو دنیایی که اینجوری ماها غریب و بی کسیم
قرار نبود باشه روزا گاهی سفید گاهی سیا قرار نبود بهم بگی وقتی میری دیگه نیا
مگه قرار نبود باشه زندگیمون رنگ خدا پس این جوری کلک زدی رفتی بی من تو بی صدا
خیلی غزیبی نازنین این آخرین ترانمه برای از تو گفتنم ترانه هام بهانمه حالا که می خوای بری من جلودارت نمیشم خدانگهدار تا ابد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/07/06ساعت 0:10 توسط شاعر گمنام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کاش این شعر
بازویی بر گرد تو بود که میتوانست به تو ارامش بدهد. کاش این شعر اتاقی بود، با اتشی بر افرخته در ان تا بتوانی در ان حلقه بزنی. کاش این چیزی بیشتر برای تو بود. کاش میتوانستی در این شعر ارزو کنی. و انگاه، شاید، گریه نمی کردی. این و بلاگ تحت پوشش بخش مبارزه با جرایم و مفاسد اینترنتی جمهوری اسلامی ایران به شماره مجوز5556 می باشد و قوانین فیلترینگ در آن رعایت می گردد www.ipd.sv.tc |
| پیوندهای روزانه |
|
علی پورکیان سعید راد خلیل جوادی روح الله احمدی راهنمایی و مشاوره بجنورد باب الاعلام تمنای عشق گارفیلد عشق بی انتها بهترین شعرهایی که خوندم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عکسهای دیدنی و جذاب میخوای بیا تو |
| نویسندگان |
|
شاعر گمنام marjan گندم بي کس(مسعود) عسل نازی |
|
RSS
|